شیرینی های دخملی
سلام مامان جونم
اول از همه 100 روزگیت رو تبریک میگم گل قشنگم انشالله 100 ساله بشی



ماشالله به شما مگه دو دقیقه وقت میذاری برای مامان که بیاد و برات بنویسه قربونت برم؟؟
انقدر خوشحالم الان دو روزه که میتونی چیزی رو بگیری
محکم توی دستت میگیریش و البته میبریش دم دهنت که بخوریش
.مخصوصا پتوت رو وقتی که از خواب بیدار میشی شروع میکنی به خوردن
بعد تازه پدر محترم بهت یاد دادن که همه جا رو آپ پاشی کنی و کلا همیشه لباسات خیسه خیسه!!
زیر بغلت رو میگیریم و بلندت میکنیم که وایسی انگار دنیا رو بهت دادن انقدر خوشحال میشی!!بعدم بدو بدو میخوای راه بری و تاتی تاتی میکنی عزیز دلم
انقدر با این چشای نازت همه جا و همه کس رو نگاه میکنی.اول برای همه اخم میکنی اما بعد اون خنده های ملیحت دل همه رو میبره.تازه یکمم باهات بازی کنن خنده های بلندم میکنی!!!
الان دیگه منو و بابا رو خیلی خیلی خوب میشناسی هم به چهره هم به صدا تو همه جا دنبالمون میگردی.اگه جایی باشیم که همهمه و شلوغی باشه اول غریبی میکنی و لب ور میچینی
دو تا شعره تا برا میخونم هرچقدرم ناراحت باشی و نق بزنی سریع میخندی و تو چشمام نگاه میکنی
یکیش جوجه جوجه طلایی .....نوکت سرخ و حنایی
یکیشم گنجیشک لالا.........سنجاب لالا
یه وقتا هم که تو بغل میگرمت و لالایی میخونم به جای اینکه بخوابی میخندی و منو با چشمای کاملا باز نگاه میکنی
دقیقا توی تولد سه ماهگیت بود که برای اولین بار گفتی بَ بَ و حیف که همه شنیدن جز بابا
تازگیام النگو دستت کردیم خیلی ملوس شدی دختر مامان
هرچیزی که میخوایم بخوریم مخصوصا اگه تو لیوان باشه از رو میز دنبالش میکنی تا دهن و برعکس
هنوز نمیتونی کامل غلت بزنی تپل خانوم اما اگه یکم پشتت بلند باشه دمر میشی و یه وقتا از حالت خوابیده برای شیر خوردن کج میشی و هول داری که سریع شیر بخوری
خلاصه هرچی بگم کم گفتم مامان جون تو خیلی شیرینی هم برای من و بابا هم همه ی خانواده و فامیل
دورت بگردم مامان جوووون
خـــــیلی دوســـــتت دارم
اینم چند تا عکس از دخمل خوشگلم

شیدای من این لباس خودم بوده وقتی که کوچولو بودم.برای آخرین بار تنت کردم و عکس یادگاری گرفتم

شیدای نازنازی.......................عاشق تشک بازی

قربونت برم هی دست بخور و بخند.باشـــــــه؟؟!!

اِ اِ اِ مامان چه النگوی خوشگلی دستم کردی!!!
دست مامان جونم درد نکنه


شیرینی های دخملی 
